دلتنگم.دلم سخت هواي خانه را كرده.خانه مادري را ميگويم...
دوباره شروع كردم معرق كاري رو. عاشق اينكارم و اگه شب وروزم رو براش بذارم سيرموني ندارم. عشقه ديگه چه ميشه كرد...
به يه محرك قوي براي شروع دوباره ورزش نياز دارم.حوصله گرد و غبار بيرون روندارم از طرفي توخونه حالش نيست واين وسط چربيه كه به تمام ابعادم اضافه ميشه....
گرحال تو همچون من ِ آَشفته خراب است،گر خواهش دلهاي من و تو بي جواب است، اي واي بحال هر دوي ماااا...!
ميخوام اينجا رو منتقل كنم يه جاي ديگه...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱:۶ ب.ظ توسط دخترک
|