حال وحوصله درست وحسابي ندارم چند وقتيه. از اين شهر درپيت خسته شدم.از اخلاق گند مردمانش حالم بهم ميخوره. فكر كنم تو جماعت كرد نشين ايران گندترين وگه ترين اخلاق مخصوص ايلامي ها باشه. يه چيزي ميگم و يه چيزي ميشنوين. من حتي جلو خوداشونم گفتم كه حقتونه منطقه محروم باشيد. خداييش مزخرفه رفتاراشون حتي با خودشون، ما كه هيچي اجنبي هستيم براشون. يعني رحم نميكنن به دوست و غريب. زير آب ميزنن به چه سادگي و فرزي. تا سر بجنبوني گزارش دادن به مسئول.مسئله اي كه واسه من درست كردن بماند. غمي نيست. من كه پارتيم كلفت تر از اين حرفهاست ولي خودشونو خراب كردن.پنج شنبه هم يه بلايي سر يه همكار ديگه ام آوردن كه اشكش در اومد. چقدر ملت حسود و نكبتي هستند. البته همه رو نميشه تعميم داد ولي اكثرا اينجوري ان. اينو به جرات ميگم. ميگين نه؟ دو روز بياين اينجا زندگي كنيد.
مثلا اين همكارم ارشد ميخونده و مرخصي يا ماموريت آموزشي ميگرفته. پدر جد و آبادشو در آوردن كه اين چرا هي سركار نمياد.آخه يكي نيست بگه به شما چه؟عرضه داريد بريد خونيد شما هم. اگه هم نداريد پس خفه شيد لطفا و دهنتون رو ببنيديد. خدايي حالم بهم ميخوره. بقول مدير درمانمون كه ميگفت روزانه چندين نامه فرستاده ميشه تهران و هي گزارش ميدن.تازه بهشون برميخوره كه اينجوري ميگيم.
يارو همكار غير محترمم تو اتاق بغليم فقط نشسته چرت ميره و يا اينكه تو سالن هي قدم ميزنه و فكر ميكنه. من بشخصه نديدم هيچوقت كار كنه. يعني خدايي نديدم.همه هم همينو ميگن كه چون سابقه داره كسي نميتونه بهش چيزي بگه. تازه بنده خدا مشكلات روحي رواني هم داره.مرتيكه الاغ ميره گزارش ميده اين خانوم يعني بنده اوقات بيكاريم زياده. مرتيكه الاغ بگو كارم همينه. هر وقت آمار خوان ارسال ميكنم. وقتي ندارم از كجام در بيارم كار كنم؟ اينقدر گزارش دادن خودش و امثال خر عين خودش كه كلي كار كه مربوط به خودم نيست بهم دادن. غمي نيست. انجام ميدم براشون و جديدا خيلي ميچزونمشون. كه يادشون نره عقب مونده هاي منطقه محروم چرا هيچوقت پيشرفت نميكنن. لياقت ندارن. حقشونه هميشه محروم عقلي و امكاناتي بمونن...
+ نوشته شده در شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۸ ب.ظ توسط دخترک
|