از قوقولی قوقوی خروس گرفته تا عرعر خر
بازم حتما می دونید که خر یا الاغ ایرانی میگه عرعر(روم به دیوار) ولی آیا میدونستید که خر فرانسوی میگه: عی آن ؟
کلی امروز با این دو تا کلمه خندیدم تو کلاس. حالا پخوف هی میگفت و هی عی آن میکرد و نمی دونست که با گفتن هر کلمه اش من ته دلم قیری ویری میره و دارم میترکم از خنده. خنده دارش اینجاست که ازم خواست صدای خروس و الاغ رو به فارسی براش بگم و منم یه دست رو شکم گذاشتم و دارم از شدت خنده منفجر میشم و از طرفی براش صدا در میارم. همکلاسی آمریکایی مون هم صدای اونها رو به انگلیسی گفت ولی من حواسم تو اون لحظه پی خنده ام بود و نتونستم یادداشت کنم(چقدر هم مهمه اگه بدونم یا نه).گفتم که بقیه هم فیض ببرند از صدای این دو حیوان بسیار نازنین مخصوصا دومی.جالب اینجاست که استاد گرامی برمیگرده میگه تو ایران خر زیاد پیدا میشه نه؟ منم(همچنان نیشم تا ته باز) گفتم بعله و صد البته ته دلم گفتم خر که زیاد پیدا میشه. همینجور تو خیابون که رد میشی از بغلت خر و الاغ و انواع حیوانات چارپا رد میشه(بازم روم به دیوار). فکر کنم آخر کار باید بیارمش همراه خودم ایران تا اینقدر فکر نکنه ایران دهاته و ما زنها اونجا حسابی بدبخت و بیچاره ایم. درسته البته تا یه حدی ولی این که ندیده خیلی دلش میسوزه و از الان داره برام دل می سوزونه. هرچی هم بهش بگی بابا ورونیک عزیز از این خبرا نیست اونجا ما کلی(چقدر مثلا؟) حقوق نوشته و نا نوشته داریم بازم تو اون طرز تفکرش نسبت به زن ایرانی تغییری ایجاد نمیشه. اینه که زیاد بحث کردن فایده نداره.
یه اصطلاح جالب دیگه هم هست که یه خورده با اصطلاحی که ما استفاده میکنیم فرق داره.فرانسوی به کسی که از دنده چپ بیدار میشه صبح و بد اخلاقه میگن: از پای چپ بیدار شدن.من هر چی فکر کردم که این رو براش بگم که صطلاح ما چی هست یادم نبود و الکی گفتم از کمر چپ بیدار شدن. الان تازه یادم اومد که دنده چپ بود نه کمر چپ!
وقتی هم کسی سر قرار نمیاد و به قول ما سر کارمون گذاشته و درخت کاشته زیر پامون میگن: خرگوش رو گذاشتن(یا کاشتن) و صد البته وقتی استفاده میشه که طرف نمیاد و ما وقتی تو فارسی اصطلاح درخت زیر پا کاشتن رو میگیم منظورمون اینه که بالاخره طرف اومد.
تو فارسی وقتی میخوایم بگیم طرف خنگه میگیم بالا خونه اش رو اجاره داده یا یه تخته اش کمه. اینها هم تقریبا یه همچین اصطلاحی دارن و میگن: طرف یه خونه اش کمه.
هر چی از تابستون و گرماش بدم میاد، عوضش از درازی روز و روشن بودنش خوشم میاد. من یکی که واقعا حس میکنم اون ساعت روزه درحالی که قاعدتا جزو شب حساب میشه.
سولد شروع شده و خدا نکنه بری مرکز شهر.اصلا جا نیست قدم برداری. همش تو ذهنم میگفتم ما ایرانی ها سولد نداریم و می ارزه برامون که معمولا توس سولد خرید پوشاک و لوازم خونه رو انجام بدیم. ولی دیدم نه، اینها خودشون بدتر از ما.از دختر(اکثریت) و پسر دبستانی گرفته تا پدر بزرگ و مادربزرگ میریزن بیرون و مراکز خرید و عمل جذاب و مسرت بخش شاپینگ رو انجام میدن. چقدر بعدها دلم برای شاپینگ دوره سولد تنگ خواهد شد.