یه ضرب المثلی هست به زبان مازندرانی که میگه از دو نفر آدم باید بترسی: اولیش رو یادم نیست ولی دومیش آدم دریده بود.امروز من به معنای واقعی کلمه به این مثل ایمان آوردم. اتفاقا همیشه مامانم میگفت هاا، ولی مگه گوش های دخترک هم میشنوه؟ تازه تجربه هم اگه پیدا کنه برای بارهای بعدی باز همین آش و همین کاسه.

الان حالم کاملا خوبه. از آثار شکست اخیر تنها آه های گاه و بی گاه نشانه مونده  که هی میاد و میره.دیگه اونجوری دلگیر نیستم. اتفاقا حس میکنم یه پیشرفتی هم کردم نسبت به گذشته و اونم اینه که کار رو ول نکردم. دارم یواش یواش ادامه میدم. دلسردی کامل پیدا نکردم و میبینم که گاهی با شوق هم حتی انجامش میدم. این یه نشونه از پیشرفته برای من. خیلی خوشحالم. بالاخره یه کار مثبت و یه دیدگاه مثبتی تو حال و احوال دخترک پیدا شده. باید به فال نیک گرفت فکر کنم این حرکت رو.

یه چیزی خیلی آزارم میده و اونم اینه که به قول رخی جان که گروه که بزرگ تر شده و افراد بیشتری اومدن توش دیگه اونجور مثل سابق همه هوای همدیگه رو ندارند و تقیریبا رژیم فردی شده. هر کی باید مواظب خودش باشه.مثل سابق نیست که مدام بچه ها با هم در تماس بودند و مشق های همدیگه رو خط میزدند. دلم برای جمع سابق خیلی تنگ شده. ولی نه اینکه نباید و بده که افراد زیادتری بیان، اتفاقا خیلی هم خوبه ولی نمیشه مثل سابق کنترل کرد. دقیقا مثل کلاس درسه دیگه. هر چی دانش آموزان تعداشون کمتر باشه هم معلم کنترل بیشتری روی کار اونها داره و هم خودشون بهتر میتونن به هم کمک کنند و انتقادهای مثبت و منفی بکنند از هم. و این خیلی باعث تاسفه. آدم دیگه اون شور و حال سابق رو نخواهد  داشت و حس میکنه که تنهاست. خیلی حیفه که فقط تا چند پا رسیده به هدف آدم باز بمونه و نتونه مسیرش رو به اتمام برسونه. واسه من یکی که خیلی سنگینه.

اینم بگم که دیشب جشن موزیک بود تو کل فرانسه و ما هم زدیم بیرون. از ساعت ۸ و نیم تا ۱و نیم شب. خیلی عالی بود. ملت به اینا میگن. نه ما ایرانی جماعت که میشینیم فقط دنبال این میگردیم که کجا سفره نذری و کجا روضه دارن بریم گریه کنیم واسه امام حسین. هر جا عذاداری باشه پایه ایم و حال هم میکنیم تازه بعد کلی گریه ای که الکی و مفتی هدر دادیم. یعنی ماها اصلا توی گذشته هامون و تاریخمون روز جشن و شادی و اینها نداریم که الان دوباره زندشون کنیم؟ میدونم که داریم ولی کو؟ چرا هیچ کی جشن نمیگیره. خدایی مردیم فقط واسه گریه و صد البته دعوااااااا. هر جا این دو تا باشن مات هم پایه ان اساسی. خلاصه که تا باشه به جشن و خوشی.

تازه شنیدیم که  یه خوشگلی رو قرار بوده بدزدن، آخی خیلی حیف شد.یکی نبود بهش بگه، خوشگله کجاااا، اینقدر بساط هر هر و کر کر ملت رو جور نکن. دق میکنند از خنده، خونشون میافته گردنت هااااااااا....