نمی دونم چرا اینجوریه؟

بعضی وقتها یه اتفاقاتی تو این جهان می افته که آدمیزاد رو به تفکر وا میداره؟؟؟

یه وقتهایی کسایی چیزایی دارند، اونهم چندتاچندتا ولی بازم می بینی همینطور تند تند از در و دیوار براشون ازین برکات میباره.

ولی کسایی هم هستند که بی نصیب از خیلی از نعمات هستند

اصلا درست نیست ...من یکی موافق این بی عدالتی نیستم

بگذریم...........

یه اتفاقاتی افتاده که در واقع دعا میکنم که نیفتاده باشه؛

چون من یکی عمرا بتونم قبول کنم؛حالا تا فردا ببینم چی میشه...

ای خداااااااااااااااااا.... آرزو میکنم اونی که فکر میکنم نباشه

چی گفتم!!!

بازم بگذریم...

حال و حوصله نوشتن هم ندارم ولی مینویسم ............(عجببببببببببببب)

وای!!! پدر مبارکم در اومد؛ از صبح دارم اون یکی اتاق رو جمع و جور میکن( حالا کدوم یکی اتاق؟؟؟؟)....

از صبح تا ظهر کارم طول کشید البته چون کلا آدم فرزی هستم تو کارا...... والا تا شب جا داشت

با این یه وجب خونه ای که داریم خدا به خیر بگذرونه

........

حالا این شوهر گرامی هم گیر داده تابستون بیا برو ایران؛

هر چی میگم بابا نمی خوام برم ، پاشو کرده تو یه کفش که الا و بالله باید بری

ای بابا چه مصیبتیه ها.......... آقاجون نمی خوام برم مگه زوره؟

این سایت دانشکده هم کلهم تعطیل شده

حیف!!!! کلی فیلم و سریال می دیدم

معلوم نیست کی می خوان دوباره بازش کنن

راستی فیلم سیصد رو هم دانلود کردم ولی حوصله نگاه کردن ندارم

از فیلم های ایرانی ویژه( به قول یکی ویجه) نوروزم ترش و شیرین رو نگاه میکنم... فیلم باحالیه

الانم داره بازی استقلال و پرسپلیس رو نشون میده زدم رو ایران اسپرت ببینم ایندفعه این استقلال میخواد چه گندی بزنه

بابا آبرومونو بردن... دور رفت باختند... ایندفعه دیگه بالاغیرتا ما رو شرمنده نکنن خوبه

نه حال دارم فیلم نگاه کنم نه اینکه بگیرم بخوابم

تازه حال فکر کردن به اینکه ببینم پس چیکار کنم هم ندارم

باحاله نه؟